به راحتی بلیط را از مکانهای معتبری که تعبیه شده بود تهیه کردیم. 25 و 26 مرداد دو شبی بودند که روی هم رفته شش هزار نفر قرار بود در کنسرت بزرگترین ارکستری که در عمرشان خواهند دید شرکت کنند. باغ زیبای عفیف آباد شیراز که قدمتی دیرینه دارد و بسیار زیبا هم نورپردازی شده بود میزبان ایشان بود. محوطه یه شش بلوک تقسیم بندی شده بود و هر بلوک هم پانصد نفر. روی بلیط من نوشته بود : A 479 . جایم بد نبود. به راحتی همه نوازندگان و خواننده و آقای فخرالدنی را می دیدم. شب گذشته به دلیل مشکلی که در سیستم برقی مراسم به وجود آمده بود، مردم تا ساعت 22:15 منتظر ماندند، در صورتی که مراسم قرار بود ساعت 21 شروع شود. اما شبی که نوبت ما بود ساعت 21:30 برنامه شروع شد. ایراد هم از برگزارکنندگان نبود، بلکه به این خاطر که مردم دیرتر آمدند و سرجایشان هنوز ننشسته بودند، حدود بیست دقیقه ای طول کشید تا تقریبا نظم حاکم شود.
نوازندگان به ترتیب وارد شدند، استاد فخرالدینی هم با وقار و زیبایی تمام همچون طاووسی خوش نقش و نگار و در عین سادگی وارد سن شد و حدود دو سه دقیقه ای حضار او را تشویق کردند. کیفیت صدا عالی بود، تمام محوطه صدا را بدون هیچ اشکالی با تفکیک و قدرت خوب می شنیدند، چهار مانیتور بزرگ هم تصویر را برای ردیفهای A و B به بعد، پشتیبانی می کردند.
ارکستر شروع به نواختن قطعه زیبایی کرد که همه را به وجود آورد. حرکات استاد فخرالدنی حیرت انگیز بود و حرکات او هم نوازندگان را سر شوق می آورد و شاید هم می ترساند. نزدیک به بیست نوازنده ویولن، چنج نوازنده تار، یک سنتور و یک قانون، چهار ویولن سل، چهار ویولا، دو فلوت، تنبک، جاز، سنج، بم تار و چند ساز دیگر. تا آنجایی که من می دانم از لحاظ سازبندی ترکیب خوبی بود. بعد از اجرای قطعه اول و تشویق حضار، با اشاره ی رهبر ارکستر خواننده وارد شد، سالار عقیلی، که چند سالی است که مردم کم کم دارند او را می شناسند، از اجرای " اولین سرود ملی ایران " گرفته تا " حالا چرا؟ " سریال استاد شهریار. البته من که فقط او را با این کارهایش نمی شناختم، بلکه او را خیلی عمیق تر و جدی تر موشکافی کرده بودم، و خیلی خوب او را از لحاظ شیوه آوازی و توانایی هایش می شناختم.
بروشر زیبایی که توسط شرکت فرهنگی هنری شهرآفتاب طراحی شده بود (برگزارکننده این مراسم که چند جوان خوش تیپ، با سواد، متدین و با عرضه هستند، یک شرکت رایانه ای را به شرکت بزرگی تبدیل کرده اند که از پس برگزاری چنین کنسرتی به خوبی برآمده است)، تمام جزئیات 14 قطعه ای را که اجرا می شدرا، شرح داده بود به همراه عکس زیبایی از استاد فخرالدینی و عکس زیباتری از سالار عقیلی. قطعات بسیار زیبایی همچون خوشه چین، با شباهنگ، دختر کولی، سلام شیراز، سه اپیزود از آهنگ های سریال امام علی، چرا خاموشی(به یاد استاد احمد عبادی) در این مراسم به اجرا درآمدند.
بین دو زمان 45 دقیقه ای که حدود 15 دقیق استراحت بودم، رفتم کنار محوطه ای که اعضای ارکستر آنجا بودند، آقای فخرالدینی و عقیلی را ندیدم (البته بعد آنها را هم از نزدیک دیدم)، اما دیگران،هرکس به کاری مشغول بود، یکی عکس یادگاری می گرفت و دیگری نخ سیگاری دود کرده بود و سه چهار نفری با سه چهار نفر دیگری! شوخی می کردند، بعضی ها با دوستان این طرف محوطه که همشهری یا شاگرد و غیره شان بودند، گفت گو می کردند و ... .
مراسم از لحاظ نظم تقریبا خوب بود، فکر همه چیز را کرده بودند به جز راه های خروج و ورود (البته کاری هم نمی توانستند بکنند چون باغ فقط یک در بزرگ دارد) و بادی که خیلی کم و گه گاهی می وزید. بین دو قسمت از برنامه هم باد شدیدی وزیدن گرفت و نت همه را بر باد داد به جز نتهای استاد که آن هم در حین مراسم و بین دو قطعه بر باد رفت. ای کاش یک گیره ای، چیزی روی این پایه ها نصب می کردند که همین یک نقص را هم نداشت.
همه راضی بودند به جز عده ای که اعتقاد داشتند که : "هر کاری کنید موسیقی سنتی ایران چیز دیگری است". البته ایشان هم فکر کنم بلیط را اشتباه گرفته بودند، چون کنسرت سنتی " تنبور نوازان کوران " دو سه شب قبل تر از این برگزار شده بود و ایشان امشب تنها وقتشان را هدر داده بودند.
روی یکی از ملودی های اصلی سریال امام علی، به مناسبت حضور این گروه در شیراز دو بیت از اشعار حضرت سعدی که سالار قبلا در کاست سعدی نامه [چهارگاه] آن را اجرا کرده بود گذارده شد، قطعه ی دیگری از آهنگ سریال هم که بی کلام بود و قطعه آخر هم همان اجرای معروف "صدیق تعریف" است : " کل صبحاً و کل اشراق ... "؛ سالار خیلی شبیه به استاد خود خوانده بود(هفت سال نزد استاد صدیق تعریف، که خود از شاگردان مرحوم رضوی سروستانی است، تعلیم دیده است)، اما باز هم لحن و نوای وی برای من که چیز دیگری بود.
رنگ بیات شیراز و سلام شیراز با شعری از استاد محمد حسین شهریار یک حال اساسی به همه داد :
" دیدمت دورنمای بر و بام ای شیراز سرم امد به بر سینه سلام ای شیراز ".
در پایان هم اجرای ارکستر بسیار مورد توجه قرار گرفت و همه ارکستر را تشویق نمودند، و بعد از پنج دقیقه تشویق مداوم و ضرب دار، استاد فخرالدینی و سالار عقیلی که از صحنه خارج شده بودند، بازگشتند و سرود ای ایران مرحوم خالقی که استاد بنان (با همخوانی گلنوش خالقی) بسیار زیبا آن را اجرا کرده است، را زنده کردند و باز هم عالی بود و همه مردم زمزمه می کردند.
ساعت 23 مراسم به پایان رسید و با همراهانم راضی و خندان و متفکر از چیزهایی که دیده و یاد گرفته بودیم، به سمت " fastfood حاجی دایی " حرکت کردیم.