این روزها بعد از مدتی، تصمیم گرفتم سراغ مجلات قدیمی توی کتابخانه ام بروم و بعضی اطلاعات را بازخوانی کنم. مجلات مقام موسیقایی و فرهنگ و آهنگ و ... . مصاحبه های قدیمی تر جناب حسین علیزاده بسیار خواندنی بودند مخصوصا مصاحبه با ویژه نامه نوروز همشهری سال ۸۶ که به عنوان مرد اول موسیقی هم از طرف جمعی از مصاحبه شوندگان انتخاب شده بودند.
مطالبی هم درباره همایون شجریان خواندم که جالب بودند. اما بیش از هم گسست عجیبی که بین تفکرات گردانندگان نشریات مختلف وجود داشت برایم جالب بود. این هم خودش نوعی تنوع است اما احساس می کنم حتی تعریف موسیقی هم در سرزمین مان ایران با هم تقاوت دارد. هر صدایی که از هر سازی بیرون می آید جزء موسیقی سنتی یا کلاسیک ما محسوب می شود؟ و بسیار از این سؤوالها تا بعد برسد به مطالب اساسی و بنیادی تر. بد نیست اگر شما هم با نظرم موافقید، مطالبی که از این اختلاف ها و گسست ها را خوانده اید یا متوجه شده اید را برایم بنویسید.
ماه رمضان است، دعایم کنید.
شایسته است که از نظرات دوستان قدردانی شود. در یکی از نظرات معلاوه بر انتقادهایی که داشتند این چند جمله را هم برای پاسخ دادن به یکی از سوالات لطف فرموده اند و نوشته اند:
{
در تعریف موسیقی به طور کل :
موسیقی
(Music) از کلمه ی یونانی موزه (Muse) گرفته شده است.(Muse) نام یکی از نه الهه ای است که طبق اعتقادات یونانیان باستان ،حافظ شعر و هنر بوده اند.
در زبان عربی این واژه از ترکیب دو کلمه ی "موسی" و "قی" به وجود آمده است که "موسی" به معنی نغمه و "قی" به معنای "لذت بخش" می باشد.
کلمه ی موسیقی در ایران از قرن سوم هجری به بعد رایج شده است.
....حال منظور نیسنده ی وبلاگ از هر صدائی از هرسازی مشخص و واضح نیست...
}
+ نوشته شده در
88/06/02ساعت 13:30  توسط سید ناصر
|
+ نوشته شده در
87/07/14ساعت 8:45  توسط سید ناصر
|
روزهایی که می گذرد، دوران خوب و بدی برای موسیقای این سرزمین زیباست. از رویدادهای تاثیرگذار در این برهه، پدر و پسرهای تاثیرگذاری هستند که بحث بر سر آنها خستگی ندارد.
...
این بماند، تا بعد در مورد این قضیه مفصل گفت و گو نماییم.
+ نوشته شده در
87/06/19ساعت 16:1  توسط سید ناصر
|
۲۴ و ۲۵ مرداد ماه، کارگاه اموزش آواز در شیراز به همت استاد مجید روزیطلب از شاگردان مرحوم سید نورالدین رضوی سروستانی، توسط استاد صدیق تعریف برگزار می گردد. من هم اطلاع دقیقی از زمان برگزاری نداشتم که با آگاهی ای که بلاگر محترم وبلاگ کمانچه نواز به من دادند، موفق به نام نویسی و کسب اطلاع دقیق تر شدم. بعد از برگزاری کارگاه سعی می کنم اطلاعات و جزئیات بیشتری را برای شما شرح دهم.
.: صديق تعريف
آشنائي با شيوه و سبك آوازي استاد عبداله دوامي به ياري و همت جناب نصراله ناصحپور از سال 1359 تا 1364
اجراي اولين كنسرت رسمي و ارائة اولين كاست موسيقي به نام «مكتب اصفهان» به ياد استاد حسين طاهرزاده در دستگاه سه گاه، با همكاري گروه شيدا و عارف به سرپرستي محمدرضا لطفي، سال 1362
اجرای چند تصنيف کوتاه بر روی رباعيات ابو علی سينا در سريال "ابن سينا" با آهنگسازی فرهاد فخر الدينی در سال 1364
اجراي كنسرت «شورانگيز» (بيات ترك) با همكاري گروه شيدا و عارف به سرپرستي و آهنگسازي حسين عليزاده در تهران تالار وحدت، پائيز 1367
عرضه كاست «گلگشت» با همكاري گروه شيدا به سرپرستي پشنگ كامكار، اسفند 1367
اجراي كنسرت «همياري» به مناسبت فاجعه زلزله گيلان و مازندران به همراه گروه همنوازان سه تار و به آهنگسازي و سرپرستي حسين عليزاده، تهران تالار وحدت، تابستان 1368
تدوين و ارائة كاست «شيدائي» كاري مشترك با جناب جلال ذوالفنن و اجراي گروه سه تار نوازان، بهار 1369
اجرا و ارايه قطعاتی در آلبومی بنام "آثاری از حسين دهلوی" در سال 1367
فراگيري قطعات و تصانيف استادان قديمي در محضر استاد زنده ياد شادروان علي اصغر بهاري از سال 1368 تا 1372
عرضة كاست «فراق» با همكاري گروه شيدا و سرپرستي پشنگ كامكار، زمستان 1371
تدوين و ارائة كاست «شور دشت» با همياري گروه همنوازان زمستان 1372 .
آشنائی با مکاتب و شيوه های آوازی قديم ایران در محضر جناب مجيد کيانی از سال 1370 تا 1372
کنسرت سه گاه و ماهور در پاريس。 پائيز 1373
کنسرت بيات اصفهان به همراهی گروه شيدا به آهنگسازی و سرپرستی محمدرضا لطفی، در کشورهای ایتاليا، سوئيس، آلمان، انگلستان و فرانسه 1374 و فروردين 1375
اجرای آواز و تصنيف عبدالقادر مراغه ای موسيقيدان بزرگ قرن نهم ایران در مقدمه سريال تلويزيونی امام علی (ع)، حاصل تحقيق و تدوين استاد فرهاد فخرالدينی
تدوين و ارائه نوار کاست "آبگينه" با همکاری گروه همنوازان، بهار 1376
درک محضر زنده ياد شادروان استاد رجب اميری فلاح از 1372 تا 1375
عرضه ديسکت های "به ياد طاهرزاده"، "شيدائی"، "شور دشت" از سال 1372 به بعد
ارائه آلبوم "ماه بانو" بمناسبت چهلمين سال درگذشت قمرالملوک وزيری، ماه هميشه تابان آواز ایران در سال 1378
ارائه آلبوم کردانه با اجرای گروه کامکارها در سال 1382
اجرای اثری بنام " ماه عروس" با آهنگسازی و تنظيم حميد متبسم و اجرای گروه دستان در سال 1383 - آلبوم این اثر بزودی منشر خواهد شد. –
تعليم و تدريس آواز ایرانی از سال 1364 تاکنون
هنر و موسیقی
+ نوشته شده در
87/05/21ساعت 10:38  توسط سید ناصر
|
با ارکستر جدید استاد گلستانی تحت عنوان کنسرت هنرجویان ممتاز آموزشگاه های موسیقی شیراز جمعه شب اولین اجرای گروهی در تالار بزرگ احسان شیراز را به نمایش گذاردیم. همه چیز عالی بود به جز صدابرداری فوق العاده ضعیف و نوازنده تنبک بسیار ضعیف. تا آنجایی که صدای خودمان را نمی شنیدیم و یا تا آنجاتر که چون نوازنده تنبک با اینکه خوب ضرب می زد ولی با ما تمرین نکرده بود نمی دانست کی باید شروع کند و آقای گلستانی مجبور بود که با دست اشاره کند. ولی همه شنوندگان(و بینندگان) راضی بودند. مهمترین مشکلی هم که از طرف حاضران برای ما به وجود آمد این بود که بین قطعات که می بایست سکوت در ارکستر برقرار می گردید تا ارزش موسیقی در همان لحظات سکوت متجلی شود نوازندگا شروع بع تشویق می کردند حال بر حسب بود یا بر سر ذوق آمده بودند بماند.
سه نفر نوازنده سه تار - سه نفر تار - یک نفر بم تار - یک نفر نی - یک نفر سنتور - دو نفر کمانچه - یک نفر تنبک و یک نفر هم آواز.
پیش در آمد اصفهان رضا محجوبی (کیف انگلیسی)
آواز نورخانی ردیف طاهر زاده (آواز و نی)
رنگ قدیمی اجرای ارکستر گلها
آواز پروانه ردیف طاهرزاده (آواز و کمانچه)
تصنیف "اگر چه دور از ..." اکبر محسنی
استاد گلستانی علاوه بر سرپرستی گروه اجرای آواز را بر عهده داشتند که مانند همیشه به خوبی از عهده برآمدند. نوازنده نی آقای جعفری هم عالی زدند و استقبال بسیار زیادی از صدای ساز ایشان گردید. همچنین برادرزاده آقای گلستانی : علی نیز فوق العاده کمانچه می زند هر چند به شیوه استاد و عمویش نمی زند اما روش آقای کلهر را خیلی خوب مسلط است.
بم تار بد نبود ولی دختر خانمی که می زد آنطور که استاد می خ0استند نمی توانست از بنوازد صدای تار ها هم خوب بود ولی در صدابرداری اثری از آن نبود. صدای سه تار ها باعث شده بود که صدای ارکستر پر و پخته شود.
اجرا کاملا سنتی بود و اثری از موسیقی روز ما که از سالهای ۶۰ به بعد شروع شد در آن نبود. اما به شرطی که اعضای گروه نسبت به ارکستر احساس مسئولیت کنند و به آن پایبند باشندُ می شود به قول استاد گلستانی قطعات جدی تر و تکنیکی و حتی زیسباتر و البته به روزتر و از ساخته های خود ایشان نیز برای اجرای صحنه ای استفاده کرد.
+ نوشته شده در
87/05/19ساعت 11:58  توسط سید ناصر
|
بعد از دو جلسه تمرینی که با گروه تازه به کار آغازکرده استاد گلستانی من را به گروه اصلی خود یا به قول خودشان به ارکستر اصلی خودشان دعوت کردند.جمعه ها ساعت 16 در آموزشگاه ماهور. برای درس این هفته هم دو قطعه به من دادند که برای تمرین با گروه آماده کنم، یکی پیش درآمد زیبای اصفهان از رضا محجوبی [که اول فیلم کیف انگلیسی آن را شنیده اید] و دیگری هم یک رنگ بسیار قدیمی و همچنین بسیار زیبا.
کمانچه ام را که تازه تهیه کرده ام، این هفته بردم خدمت استاد گلستانی [اگر خواننده ی وبلاگ من باشید او را باید خوب شناخته باشید]. با انگشت روی سیمهای آن زدند و از صدای ساز پرسیدم فرمودند: همینجوری که می زنم صدایش خوب نیست! . بعد کوک کردند و شروع کردند یک دقیه ای با سیم سل نواختن. آنگاه گفتند که نه، صدای تو دماغی ای دارد. دوـسه دقیقه ی دیگری هم نواختند با به کار گیری تمام امکانات صدایی ساز، بعد فرمودند که نه اتفاقاً صدای خوب و تو دماغی دارد و به درد کمانچه نوازی می خورد. من خیلی خوشحال شده بودم.
از دوشنبه هفته دیگر، قرار است به آهستگی و با دقت فوق العاده زیاد، کمانچه را هم شروع کنم از روی کتاب هنرستان.
استاد گلستانی بعد از اینکه صدای ساز به دلشان نشست، خطاب به من (البته در حضور دیگران) فرمودند: حالا می خواهم عشوه گری کمانچه را به تو نشان بدهم. و یک قطعه را در بیات اصفهان که ابتدای آن را با نوک کمانچه (معادل دقیق و علمی آن را هنوز نمی دانم) آغاز کردند، اجرا نمودند که موقع اجرا باور کنید من آنجا نبودم، خدا را شاهد می گیرم که اولین قطعه موسیقایی بود که فطرتا آن را دوست داشتم. بعد از آن هم بحث حول اینکه بعد از مرحوم استاد بزرگوار علی اصغر بهاری، به شیوه ی او کسی تأثی نکرده اند به جز بعضی افرادی که الان هم هستند و استادند، مثل مهدی آذر سینا و علی اکبر شکارچی. صدای این ساز فراموش شده است. ولی استاد گلستانی خودشان می فرمودند که من قید تکنیک و سرعت و خیلی چیزها را زده ام تا اینکه صدای کمانچه را فراموش نکنم. البته به این معنا نیست که استاد بهاری تکنیک نداشته اند و از این جور حرفهایی که ... .
+ نوشته شده در
87/04/19ساعت 10:8  توسط سید ناصر
|
مقام موسیقایی / عليرضا شاه محمدي
اين سخن و آواز از انديشه خاست
تو نداني سحر انديشه كجاست
در اين روزگار آنچه از آن به آواز تعبير ميشود، داراي ابعاد و نظرگاههاي پيچيده و بيشماري است كه توجه به آن از حيث ساختار و محتوا، مباحث نظري و اجراهاي عملي بيشتري را ميطلبد. چرا كه در هيچ زماني چون حال، كثرت آواز و آوازخوان تا بدين حد نرسيده بود.
از توليد انبوه آثار صوتي تا اقبال بينظير از كلاسها و مكاتب آواز و برپايي پروژههاي صداسازي!!، همگي نشاندهندهي ميل فراگيري آن در بين مردم است. چرا كه به ظاهر چنين مينمايد كه هم ارزانتر و هم پرمشتريترين هنرهاست. نه احتياج به تهيهي ساز گران است و نه دغدغهي حمل آن. بيرون از زمان و مكان، البته زمان كه نه، چرا كه در جامعهي شهري و زندگي در مجتمعها، اين امكان وجود ندارد كه بعد از ساعت معمول استراحت، كسي به اين ظريف بپردازد!!
آواز، ريشه و اساس موسيقي است و از اين جهت تمايل فطري آدميان به گوش يا زمزمهي آن اجتنابناپذير است. در اين مقاله قصد آن نيست كه از تاريخ و چگونگي طي مراحل آن در دوران مختلف بحثي شود، آنچه لازم مينمايد نگاهي دروني به فلسفه و اساس آواز است كه به هر ترتيب ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/04/03ساعت 12:7  توسط سید ناصر
|