تبليغاتX
راز جـــان

راز جـــان

موسیقی زیبای ایرانی، برای آنان که بدون عینک زشتی، و یا با عینک زیبایی به آن نگاه می کنند.


همان‌که مادرِ دوران چو او نزاده، تویی
خدا اگر به کسی تابِ عشق داده، تویی
خلیفه روی زمین او اگر نهاده، تویی
بهل که ساده بگویم، امام‌زاده تویی
به تکه تکه‌ی نعشت دخیل باید بست
دخیل بر کرمِ جبرئیل باید بست
وگرنه نعشِ تو را سوی آسمان که برد؟
که این امانتِ تابوت از علی بخرد؟
امانتی خدا را امین او برده است
علی نرفت، فرشته بدان زمین خورده است
□□□
تو کیستی که برایت علی غریبی خواند؟
تو کیستی که فقط از تو دل‌فریبی ماند؟
نمی‌توان که تو را با شهید تخمین زد
درست دستِ قضا بود، قرعه بر مین زد
دعای صحت و حرز سلامتی مینی است
که زیرِ پای چپِ مرتضای آوینی است
□□□
به زیرِ لب تو چه خواندی که آسمان خم شد
و از میان زمین مردِ واپسین کم شد
به زیرِ لب تو چه خواندی که ره نشان دادند
و تحفه نعشِ تو را دستِ آسمان دادند
به زیرِ لبِ تو چه خواندی که قفلِ بسته شکست
و بغضِ مانده‌ی مردانِ دل‌شکسته شکست
به زیرِ لب تو چه خواندی؟ بگو، بلند بگو
ز کاروان عقب‌افتاده‌گان کم‌اند، بگو
□□□
جنوب جای عجیبی است، آسمانش نیز
بهشت شاهدِ ما و فرشته‌گانش نیز
بهل که در بگشایند او جنوبی بود
کلون کنند و بگویند روزِ خوبی بود...

امام‌زاده
رضا امیرخانی [ermia

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 16:44  توسط سید ناصر  | 

هــنــر براي معرفت

{ بازخوانی پرونده ای از مطالب قدیمی تر وبلاگ که هنوز درون سینه ام، هُرمانش سر و صدایی به راه انداخته است که نگو و نپرس ! }

امروز در دنیا ملاک برای ارزشگذاری هنر در دو گونه جای می گیرد :

۱- هنر برای هنر

۲- هنر برای تعهد و آرمان

آنچه که مورد نظر  من است بیشتر به گونه ی دوم نزدیک است. شما قطعه ی موسیقایی را می شنوید فارغ از اینکه خواننده کیست ( متأسفانه دیگر امروز اینطور نیست و حتما باید بدانی خواننده کیست و اگر فلان استاد بود ...) یا نوازنده کیست ( !!! )، تصویری از آن قطعه در ذهن شما نقش می بندد و به ایجاد یک حس خوب به شما کمک می کند و حال آنکه شرط بر این است که این حس باید متعالی و روحانی باشد.

هنر برای معرفت آن نامی است که من برای نظر خودم ( که به راحتی آن  را در عرصه نقد گذاشته ام ) برگزیده ام.

از دیدگاه اسلام، هنری که در قالب فقه قرار نگیرد بی ارزش است يعني نمي توان آن را ارزشگذاري كرد چه رسد به ... . آواز را از ساز جدا می کند. موسیقی آن است که با یک آلت موسیقایی نواخته شود همانند نی و شیپور و تار و ... . و آواز آن است که انسان با هنجره آن را ادا نماید.

به طور کلی اینطور است که آوازی که غنا نباشد خواندن آن اشکال ندرد و هیچ کراهتی هم ندارد. اما ساز اگر غنا باشد که حرام است و اگر نباشد هم نواختن آن مکروه است. چون به دلیل کارکردی که ساز دارد باعث کاهش اراده ی آدمی میگردد.

البته گفته باشم که استثناهایی هم وجود دارد و از جهات گوناگون می توان آن را بررسی نمود مثلاً موسیقی در شب زفاف و ... .

رهبر انقلاب می فرمایند : " شما به دنبال موسیقی متعالی باشید " ( نقل به مضمون ). یعنی ممکن است که موسیقی متعالی هم وجود داشته باشد. اما الزامی نیست که تمام موسیقی ای که ما الان می شنویم خوب و نهایتاْ متعالی باشد.

مقالات مفصلی در باره موسیقی از دیدگاه اسلام وجود دارد که من در مطالب بعدی سعی می کنم مقداری از آنها یا خلاصه ای از آنها را بنگارم.

تنها نتیجه ای که فعلا می خواهم بگیرم این است که می توان موسیقی متعالی تولید کرد تا به ما در ارتقا مرتبه ایمان هم کمک کند و با این وجود از آن لذت هم ببریم.

+ نوشته شده در  87/10/02ساعت 11:41  توسط سید ناصر  | 

(فلسفه موسیقی) گفت و گو با : دكتر سید عباس تولیت (مشاور فرهنگی ریاست سازمان تبلیغات اسلامی)

●بسم‌الله‌الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین و صلی‌الله علی محمد و اهل بیته الطیبین الطاهرین اللهم الهمنی التقوی و انطقنی بالهدی.
از وجوه فلسفی موسیقی پرسیدید. باید دانست در عبارت «وجوه فلسفی موسیقی»، واژه فلسفه در معنای الهیات یا حكمت متعالیه و یا فلسفه الهی به‌كار نرفته است بلكه منظور از فلسفه در عبارت مذكور، طبیعیات و فلكیات است زیرا همان‌گونه كه مطلع هستید در كتب فلسفی قدیم، حكمت و فلسفه را در یك تقسیم كلی، به حكمت نظری و حكمت عملی تقسیم می‌نمودند و حكمت نظری نیز به‌نوبه خود به سه شاخه الهیات، ریاضیات و طبیعیات تقسیم می‌شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/12ساعت 13:34  توسط سید ناصر  | 

لحظه ای با همایون بخوانید! ! ؟ !

من اين اخلاق را دارم كه هيچ‌وقت در مورد چيزی پيش‌داوری نمی‌كنم. مثلاً فكر نمی‌كنم موسيقی پاپ لزوماً بد است يا موسيقی سنتی عالی است! موسيقی سنتی هم می‌تواند خيلی بد اجرا شود. مهم اين است كه هنرمند‌ اثر را چطور اجرا می‌كند و اين موسيقی از چه انديشه و چه جايگاهی برخاسته است. گاهی اوقات يک موقعيت ويژه، موسيقی خاصی را می‌طلبد. بعضی وقت‌ها موسيقی‌یی كه من دوست دارم، اصلاً مناسب فضا نيست.

+ نوشته شده در  87/04/16ساعت 12:43  توسط سید ناصر  | 

پاسخی به سایت islamicmusic.ir

حکمت انسی/مرحوم دکتر محمد مددپور/برای دانلود رایگان به www.iricap.com مراجعه فرمائید.

«وقتي‌از او پرسيديم‌چرا سازش‌ـ دوتار كوچك‌عربي‌ـ كه‌همراه‌با نواي‌آن‌ترنم‌و قصه‌خواني‌مي‌كرد، تنها دو سيم‌دارد، پاسخ‌داد: افزودن‌سيم‌سومي‌به‌ساز، همانا نخستين‌گام‌در راه‌بدعت‌و الحاد است‌. وقتي‌خداوند جان‌حضرت‌آدم‌را آفريد، آن‌جان‌ نخواست‌به‌كالبد درآيد، و چون‌پرنده‌اي‌پيرامون‌قفس‌تن‌پرپر مي‌زد. آنگاه‌خداوند به‌فرشتگان‌فرمود دوتار را كه‌يكي‌«نرينه‌» نام‌دارد و آن‌ديگري‌«مادينه‌»، به‌صدا درآورند و جان‌كه‌مي‌پنداشت‌نغمه‌در ساز ـ كه‌همان‌كالبد است‌ـ جاي‌دارد، در كالبد شد و بندي‌آن‌گشت‌. از اين‌رو تنها دو سيم‌كه‌همواره‌نر و ماده‌نام‌دارند، براي‌آزاد ساختن‌جان‌از بدن‌كافي‌است‌».
در اين‌ميت‌(قصص‌) وجود در معنايي‌ابدي‌و جاويدان‌تجلي‌مي‌كند. بدينسان‌در هنر اسلامي‌همه‌امور شبيه‌آسمان‌خدا يا الوهيت‌مي‌گردد و اين‌چنين‌بنياد معنوي‌موسيقي‌در عصر اسلامي‌پي‌افكنده‌مي‌شود.


هر آن‌چيزي‌كه‌در عالم‌عيان‌است‌  /  چو عكسي‌ز آفتاب‌آن‌جهان‌است‌

كه‌محسوسات‌از آن‌عالم‌چو سايه‌است‌  /  كه‌اين‌طفل‌است‌و آن‌مانند دايه‌است‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/03/27ساعت 12:27  توسط سید ناصر  | 

طرحی نو دراندازیم .

من که به قول گفتنی " متحول شدم".

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او می‌گذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن‌روز، روزنامه‌نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم‌های او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه‌نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می‌شد: امروز بهار است، ولی من نمی‌توانم آنرا ببینم !!! وقتی کارتان را نمی‌توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید بهترین‌ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است ......... لبخند بزنید!

+ نوشته شده در  87/03/24ساعت 23:6  توسط سید ناصر  | 

موسیقی اسلامی (!)

یکی از سایت های اینترنتی فعال در این دنیای جهنم گون، یک سایت ایرانی است که با عنوان "موسیقی اسلامی" مشغول فعالیت جدی در حوزه ی کاری خود می باشد.

www.islamicmusic.ir

طراحان و مدیران این سایت، احتمالاً تا به حال موسیقی اسلامی نشنیده اند. اصلاً نمی دانند موسیقی اسلامی چیست! اصلا نمی دانند موسیقی اسلامی وجود دارد یا نه!

به عقیده بنده تا کنون آنچه که به آن موسیقی اسلامی اتلاق می شود، مطابقت آنچنانی با آنچه که معرفت اسلامی از یک هنر می طلبد را ندارد. این گونه از موسیقی بر  اساس معرفت دینی تعریف نشده اند هر چند موسیقی با ارزش و محترمی هستند، و به موضوعاتی از قبیل خدا و پیامبر و ائمه اطهار و مادر  و ... می پردازند.

باید ابتدا دید که اسلام از ما و از هنر ما چه انتظاری دارد. زندگی مردم ما چه تاثیری بر هنر ما می گذارد. هنر ما بر زندگی مردم چه تاثیری می گذارد. آیا فقط با خواندن و نواختن همه چیز حل است.

به عنوان نمونه، "سامی یوسف" یکی از خواننده های خوب، توانا و موفق بین المللی است. اما آنچه که مورد توجه باید باشد این است که با یک گل بهار نمی شود. تنها هنگامی می توانیم ادعا کنیم که موسیقی اسلامی و موسیقی دینی داریم که بر اساس گفته های رسول خدا، امام محمد باقر، امام زمان و ... مهم تر از همه قرآن، معرفت را درک [تأکید می شود "درک"]، کنیم و سپس از جان خود مایه بگذاریم و هنر بسازیم. این رویداد نه ملی است نه بین المللی، و نه هیچ گونه ی دیگری از رویدادهای فرمایشی و "به فرموده". تنها اشخاص زیر پرچم نورانی پیامبر خدا، می توانند هنر دینی تولید کنند. البته که اگر به کاری به صورت گروهی پرداخته شود نتیجه ی مطلوبی به دست خواهد آمد اما نه این گروه هایی که ما داریم!

ببخشید که بدون ترتیب و نا منظم نوشتم. لطفاً خود شخص حضرتعالی بهترین منظور را از نوشته های من بداشت کنید.

+ نوشته شده در  87/03/13ساعت 10:26  توسط سید ناصر  |