تبليغاتX
راز جـــان

راز جـــان

موسیقی زیبای ایرانی، برای آنان که بدون عینک زشتی، و یا با عینک زیبایی به آن نگاه می کنند.

فردا، حزب الله ...

خدا رحمت کند پدر و مادر حضرت میر را که یک حرف هایی توی این تلویزیون زد که، مردم ایران حرف هایش را بشنوند و گوش ها در قیامت جوابی برای صاحبش که "نمی دانستم از کدام طرف بروم" نداشته باشند. از قسمت "مطالب دوستان" خبر "نامه یک حزب الهی به شجریان" و منتشر شذه دز سایت مصباح-نیوز ... ، اِه ببخشید انصار-نیوز را خواندم.

البته از این جهت که به یک شخصیت هنری برجسته توهین شده ناراحتم اما از این جهت که می توانم راحت تر مطالبی را برایتان بنویسم خیلی خوشحالم.

درباره شجریان فقط می خواهم به نقل قول از یکی از علمای بزگ ایران کفایت کنم. آیت الله خامنه ای در سفری که به شیراز می آمدند، خطاب به جمعی که با ایشان بوده اند از جمله پسرشان که داماد آقای حداد عادل است، چند بار گفته بودند که می خواهم به زیارت فبر حضرت آقای نجابت بروم. حضرت آیت الله نجابت از عرفای بزرگ ایران از حامیان جدی امام خمینی، از بزرگترین شاگردان علامه قاضی و مرحوم انصاری و صمیمی ترین دوست شهید دستغیب بوده اند، اگر دوست دارند تا بیشتر تعریف کنم اما فکر کرد همین ها بس است. حضرت ایشان به مناسبتی که نوار حرف هایشان هم موجود است فرموده بودند:

فردا، شجریان برای بهشتیان می خواند.

البته شایسته بود که از مرحوم حضرت آیت الله بهجت می پرسیدیم که "نجابت" کسیت؟ تا حق مطلب درست ادا شود. فعلاً بگدریم از این که پس صوت داوودی در بهشت چه می شود؟ یا از کجا معلوم که اصلا شجریان به بهشت برود؟  اگر عرضه اش را دارید از خود آقای نجابت بپرسید، اما هرکس علاقه مند شد، سؤوال بپرسد، من بعضی از جواب ها را می دانم و برایش می نویسم.

حال شما نامه ی بلندبالای آن دوست جوان حزب الهی را بخوانید و همین یک جمله ی این پیرمرد را.

حرف های دیگر بماند برای بعد ...

+ نوشته شده در  88/04/30ساعت 11:55  توسط سید ناصر  | 

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

عید بعثت ایمان و محبت و معرفت را تبریک می گویم و برایتان آروزی برکت و رحمت و نعمت و صداقت می کنم. من را هم دعا کنید.

اول از همه باید از این که به دلیل حال بد و اعصاب داغان نتوانستم متن ویرایش شده ی مطلب قبلی را روی وب بگذارم عذر خواهی کنم. عذر خواهی اصلی دیگر هم به خاطر "نتوانستن نوشتن" در همان "آقا-وبه" است.

اما این روزهایی که خواندید حرف دیروز نیست، حرف همین حالاست؛ در کشورت هواپیماهایی درم و داغان و درپیت وجود داشته باشد بعد یکی از آنها سقوط کند و مسؤولین کشورت به خاطر علاقه مندی شدید به شرق ۱ (روسیه)! صدایش را هم بیرون ندهند. این در حالی است که در ارمنستان که تنها ۸ نفر از ارامنه که تنها دو نفر هم تبعه ارمنستان بودند عزای عمومی اعلام کرد.

باز هم در همین روزها در ایالتی در چین صدها مسلمان کشته می شوند و باز هم همان ها صدایش را در نمی آورند چون به شرق ۲ (چین)! علاقه دارند.

اگر امریکا که دشمن ماست بخواهد در شورای امنیت قطعنامه ای علیه دولت ایران صادر کند، شما فکر می کنید که چین و روسیه اینقدر احمق هستند که بیایند و آن را وتو کنند ؟! اگر تا حالا این کار را کرده اند از این به بعد هم می کنند! البته فردا ممکن است مثل همین امروز ما را خر کنند و به یک رای ممتنع راضی مان کنند، بگذر ...

این روزها این رسانه ی ضد ملی (شدا و شیما) صدای امام جمعه ای که به دستور رهبر، امام جعه تهران شده است را سانسور می کند آنچنان حرفه ای که حالش را ببری؛ البته عجیب هم نیست این تحصصشان است. بدتر از آن، سانسور صدای شعار مردم و تصویر حضور میلیونی مردم  و سبزدلان است که تنها ده بیست صف اول و ده بیست صف آخر را نشان دادند. شعار های "مرگ بر چین" و "مرگ بر روسیه" این مردم فهیم را سانسور می کنند و به جایش صدای ضعیف شعار عده ی قلیلی که "مرگ بر امریکا" می گفتند را تقویت می کردند، این هم چنان هنرمندانه که حالش را ببری. البته بگویم که فردا انگ به من نببندید، من هم و ما هم "مرگ بر امریکا" می گوئیم اما نه به این ذلیلی که این دولتمردان تقلبی می گویند، بلکه به آن دلیلی که امام عزیزمان می گفت.

و ... خلاصه که این روزها هم خس و خاشاک هوای غبار آلود ایران فرا گرفته است البته اوضاع هنوز نیمه ابری و هوا هم خیلی گرم است. دوست دارم این روزها را برای رفیقم، محبوبم و عشقم "عمو خسرو" بنویسم. اما حیف که می ترسم هنر و سیاست را با هم قر و قاطی کنم آنوقت هم هوا پس تر می شود و باید از توی زندان و با "لپ تاپ قاچاقی سیاسی" بغل دستیم برایتان مطلب روی خانه ی اینترنتیم بگذارم.

بیشتر بنویسم هوا گرمتر می شود، حال و روز من هم خرابتر، اوضاع هم از این که هست بیخ-ناک-به-تر!

ارادتمندتان

یک عاشق ایران

+ نوشته شده در  88/04/30ساعت 11:14  توسط سید ناصر  |