تبليغاتX
راز جـــان

راز جـــان

موسیقی زیبای ایرانی، برای آنان که بدون عینک زشتی، و یا با عینک زیبایی به آن نگاه می کنند.

+ نوشته شده در  87/12/12ساعت 14:42  توسط سید ناصر  | 

ویلون نواز برجسته در مترو!

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشنگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت.. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.
هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.
نتیجه: آیا ما در شرایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های
دیگری را داریم از دست میدهیم؟
 
تیمچه نویدالدوله
+ نوشته شده در  87/12/12ساعت 14:37  توسط سید ناصر  | 

.:نینوا:. :::::::::::::::::::::::::::::::::::::: .: آموزش نی:.

با توجه به نیاز مبرمی که در چند تن از دوستان و همچنین بعضی بچه های شهرستانی دیدم که علاقه زیادی به فراگیری ساز نی دارند، تصمیم گرفتم یک وبلاگی برای آموزش های جانبی ساز نی و نکاتی را که از اساتید فراگرفته ام، به نام "نینوا" راه اندازی کنم.

مهمترین نکته حائز اهمیت این است که کسی خدای نکرده گمان برد که این مطالب را از جهت بی نیازی به استاد نوشته ام و بلکه با خواندن این مطالب می بایستی تشنگی نسبت به فرا گیری ساز و تکنیک و صدادهی بهتر و ... بیشتر شود و نیز به این نتیجه رسیدن که هیچ چیز و هیچ کس جای .:استاد:. را در فرآیند تعلیم و تربیت نمی گیرد.

تنها یک روز است که اقدام به افتتاح نموده ام  و دوستانی که بتوانند در امر تهیه مطالب به من کمک کنند، لطف بزرگی به بنده نموده اند.

برای ورود به سایت به آدرس زیر بروید :

نـــیــــنــــوا

+ نوشته شده در  87/12/04ساعت 16:55  توسط سید ناصر  | 

جوانترها

عمری که درآنیم همانند بهاران است     پایان خوش بهار تابستان است

گرما همه جا را تر و تازه می گرداند   آیا که بهار فصل نامردان است

 

من بعد از سه سال سه تار نواختن، تازه اولین درس استادم را متوجه شده ام، آنجا که در مورد شیوه مضراب زدن می فرمودند : مضراب زدن ِ با قدرت، با انگشت کاملا رها، با تمرکز روی ناخن، کاملا باز و بسته شدن انگشت سبابه و استفاده به جا و مناسب از واخوان؛ و نز نکاتی که کم کم در مسیر آموزش به من می گفته اند. اما این تنها یک نکته از نکات طلایی بود. توجه به این نکته نیز ضروری است که استاد حمید گلستانی از جرگه اساتیدی هستند که اصراری بر کتمان و نگفتن نکات کلیدی و اساسی ندارند، هرچند هرآنچه را که مناسب و مقتضای فهم و سن و دیگر خصوصیات هنرجو باشد را بیان می دارند. اما بسیاری از اساتید هستند که اسراری و حتی علاقه‌ای به بیان نکات کلیدی و اساسی در ساز زدن و یا آواز خواندن ندارند.

از همین رو جوان‌ترهایی که به جایگاه در نواختن و خواندن رسیده اند و با خون دل به نکات پی برده اند و یا با اقبال، توانسته اند محضر استادی برسند که برای پیشرفت و تعالی هنرجوی خود، سوادش را در وضعیت مناسب در اختیار هنرجویش قرار دهد، شایسته است که به دوستان خود کمک کنند، تا علاوه بر حرکت سریعتر و دقیقتر و با کیفیت بالاتر، به تعالی هنر، "در نیافتادن به پای سخیف و ناتوان" کمک کنند.

+ نوشته شده در  87/12/03ساعت 17:58  توسط سید ناصر  | 

جوانترها

عمری که درآنیم همانند بهاران است     پایان خوش بهار تابستان است

گرما همه جا را تر و تازه می گرداند   آیا که بهار فصل نامردان است

 

من بعد از سه سال سه تار نواختن، تازه اولین درس استادم را متوجه شده ام، آنجا که در مورد شیوه مضراب زدن می فرمودند : مضراب زدن ِ با قدرت، با انگشت کاملا رها، با تمرکز روی ناخن، کاملا باز و بسته شدن انگشت سبابه و استفاده به جا و مناسب از واخوان؛ و نز نکاتی که کم کم در مسیر آموزش به من می گفته اند. اما این تنها یک نکته از نکات طلایی بود. توجه به این نکته نیز ضروری است که استاد حمید گلستانی از جرگه اساتیدی هستند که اصراری بر کتمان و نگفتن نکات کلیدی و اساسی ندارند، هرچند هرآنچه را که مناسب و مقتضای فهم و سن و دیگر خصوصیات هنرجو باشد را بیان می دارند. اما بسیاری از اساتید هستند که اسراری و حتی علاقه‌ای به بیان نکات کلیدی و اساسی در ساز زدن و یا آواز خواندن ندارند.

از همین رو جوان‌ترهایی که به جایگاه در نواختن و خواندن رسیده اند و با خون دل به نکات پی برده اند و یا با اقبال، توانسته اند محضر استادی برسند که برای پیشرفت و تعالی هنرجوی خود، سوادش را در وضعیت مناسب در اختیار هنرجویش قرار دهد، شایسته است که به دوستان خود کمک کنند، تا علاوه بر حرکت سریعتر و دقیقتر و با کیفیت بالاتر، به تعالی هنر، "در نیافتادن به پای سخیف و ناتوان" کمک کنند.

+ نوشته شده در  87/12/03ساعت 17:58  توسط سید ناصر  |