هــنــر براي معرفت
{ بازخوانی پرونده ای از مطالب قدیمی تر وبلاگ که هنوز درون سینه ام، هُرمانش سر و صدایی به راه انداخته است که نگو و نپرس ! }
امروز در دنیا ملاک برای ارزشگذاری هنر در دو گونه جای می گیرد :
۱- هنر برای هنر
۲- هنر برای تعهد و آرمان
آنچه که مورد نظر من است بیشتر به گونه ی دوم نزدیک است. شما قطعه ی موسیقایی را می شنوید فارغ از اینکه خواننده کیست ( متأسفانه دیگر امروز اینطور نیست و حتما باید بدانی خواننده کیست و اگر فلان استاد بود ...) یا نوازنده کیست ( !!! )، تصویری از آن قطعه در ذهن شما نقش می بندد و به ایجاد یک حس خوب به شما کمک می کند و حال آنکه شرط بر این است که این حس باید متعالی و روحانی باشد.
هنر برای معرفت آن نامی است که من برای نظر خودم ( که به راحتی آن را در عرصه نقد گذاشته ام ) برگزیده ام.
از دیدگاه اسلام، هنری که در قالب فقه قرار نگیرد بی ارزش است يعني نمي توان آن را ارزشگذاري كرد چه رسد به ... . آواز را از ساز جدا می کند. موسیقی آن است که با یک آلت موسیقایی نواخته شود همانند نی و شیپور و تار و ... . و آواز آن است که انسان با هنجره آن را ادا نماید.
به طور کلی اینطور است که آوازی که غنا نباشد خواندن آن اشکال ندرد و هیچ کراهتی هم ندارد. اما ساز اگر غنا باشد که حرام است و اگر نباشد هم نواختن آن مکروه است. چون به دلیل کارکردی که ساز دارد باعث کاهش اراده ی آدمی میگردد.
البته گفته باشم که استثناهایی هم وجود دارد و از جهات گوناگون می توان آن را بررسی نمود مثلاً موسیقی در شب زفاف و ... .
رهبر انقلاب می فرمایند : " شما به دنبال موسیقی متعالی باشید " ( نقل به مضمون ). یعنی ممکن است که موسیقی متعالی هم وجود داشته باشد. اما الزامی نیست که تمام موسیقی ای که ما الان می شنویم خوب و نهایتاْ متعالی باشد.
مقالات مفصلی در باره موسیقی از دیدگاه اسلام وجود دارد که من در مطالب بعدی سعی می کنم مقداری از آنها یا خلاصه ای از آنها را بنگارم.
تنها نتیجه ای که فعلا می خواهم بگیرم این است که می توان موسیقی متعالی تولید کرد تا به ما در ارتقا مرتبه ایمان هم کمک کند و با این وجود از آن لذت هم ببریم.
