در جشنواره تولیدات رادیویی و تلویزیونی، فیلم فصل گل که استاد حمید گلستانی، اجرای ساز و آواز ان را بر عهده داشتند، به عنوان فیلم برتر انتخاب شد.
این فیلم که به برداشت گل در فصل تابستان در شهرستان داراب می پردازد، در مورد پسر بچه ای است که بعد از ایام امتحانات باید به کمک پدر در چیدن گل برود و همچنین همزمان بازیهای جام جهانی نیز در حال برگزاری است و ایران باید در برابر تیم امریکا بازی کند و اتفاقاتی که در این بین می افتد ... .
اثری را که استاد گلستانی اجرا کرده اند، برای اولین برای روی فیلم شنیدم، بسیار به دلم نشست، البته تنها موفق شدم تم اصلی کار را با تلفن همراه ضبط کنم. سعی می کنم اجرای اصلی را از استاد بگیرم و در وب قرار دهم.
آوازی در مقام های محلی فارس و داراب که استاد، هم سه تار نواخته اند و هم آواز آن را - خود متولد داراب هستند - را اجرا نموده اند.
در ضمن داهای اضافی ای که در بین قطعه می شنویدف حاصل جریاناتی است که در فیلم اتفاق می افتد.
+ نوشته شده در
87/03/30ساعت 13:25  توسط سید ناصر
|

«وقتياز او پرسيديمچرا سازشـ دوتار كوچكعربيـ كههمراهبا نوايآنترنمو قصهخوانيميكرد، تنها دو سيمدارد، پاسخداد: افزودنسيمسوميبهساز، همانا نخستينگامدر راهبدعتو الحاد است. وقتيخداوند جانحضرتآدمرا آفريد، آنجان نخواستبهكالبد درآيد، و چونپرندهايپيرامونقفستنپرپر ميزد. آنگاهخداوند بهفرشتگانفرمود دوتار را كهيكي«نرينه» نامدارد و آنديگري«مادينه»، بهصدا درآورند و جانكهميپنداشتنغمهدر ساز ـ كههمانكالبد استـ جايدارد، در كالبد شد و بنديآنگشت. از اينرو تنها دو سيمكههموارهنر و مادهنامدارند، برايآزاد ساختنجاناز بدنكافياست».
در اينميت(قصص) وجود در معناييابديو جاويدانتجليميكند. بدينساندر هنر اسلاميهمهامور شبيهآسمانخدا يا الوهيتميگردد و اينچنينبنياد معنويموسيقيدر عصر اسلاميپيافكندهميشود.
هر آنچيزيكهدر عالمعياناست / چو عكسيز آفتابآنجهاناست
كهمحسوساتاز آنعالمچو سايهاست / كهاينطفلاستو آنمانند دايهاست
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/03/27ساعت 12:27  توسط سید ناصر
|
من که به قول گفتنی " متحول شدم".
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آنروز، روزنامهنگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامهنگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!! وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است ......... لبخند بزنید!
+ نوشته شده در
87/03/24ساعت 23:6  توسط سید ناصر
|
هنگامی که به سَمت یک فروشگاه عرضه محصولات فرهنگی برای خرید یک نوار کاست یا سیدی موسیقایی میروید، احتمالاً قصد خرید اثر خاصی را دارید. اما هنگامی که وارد مغازه میشوید، به جز آنچه که شما به دنبال آن بودهاید، سیدی یا کاستهای دیگری نیز توجه شما را به خود جلب میکند، آن چه که باعث میشود شما به سمت آنها هم بروید، طراحیهایی است که برای هر اثر انجام شده است.
به طور کلی سه فرم امروزه در طراحی و تبلیغ آثار موسیقایی ما وجود دارد: طراحیهایی بر اساس محتوای آثار، بر مبنای فرم و نوع موسیقی و نوع سوم هم بر اساس خالق اثر همچون خواننده و آهنگساز.
برای نمونه از هر فرم متداول سعی میکنم چند مورد شاخص را ذکر کنم.
1- طراحی بر اساس محتوای آثار :
- یاد ایام / محمدرضا شجریان/جمشید عندلیبی/داریوش پیرنیاکان/همایون شجریان
- سروستان / سید نورالدین رضوی سروستانی/جلیل عندلیبی
- ترکمن / حسین علیزاده/مجید خلج
2- طراحی بر اساس خالق آثار:
- آوازهای صد سالگی اقبالآذر / ابوالحسن اقبال آذر/غلامحسین بیگجه خانی/محمود فرنام
- به یاد طاهرزاده / محمدرضا لطفی/صدیق تعریف
- به اصفهان رو / سید جلالالدین تاج اصفهانی/جلیل شهناز/سید حسن کسایی
3- طراحی براساس فرم و نوع موسیقایی آثار:
- دستور سه تار / حسین علیزاده
- آواز (جواب ساز ردیف میرزا عبدالله به آواز) / محسن کرامتی
روح بلند و خیال والای ایرانی آن قدرها توانا و پرفروغ است که در بسیاری از نمونهها، همخوانی طراحیها، تنها به دلیل هوش و استعداد طراح و یا قابلیت بسیارِ موضوع و محتوای اثر به وجود آمده است. نمونههایی بسیار ضعیف را نیز در این آثار میتوان جُست که باعث بیرغبتی خریدار و شنونده میگردد. در این مقال، مجالی برای بررسی آسیبهای این موضوع با اهمیت نیست.
+ نوشته شده در
87/03/23ساعت 21:7  توسط سید ناصر
|
یکی از سایت های اینترنتی فعال در این دنیای جهنم گون، یک سایت ایرانی است که با عنوان "موسیقی اسلامی" مشغول فعالیت جدی در حوزه ی کاری خود می باشد.
www.islamicmusic.ir
طراحان و مدیران این سایت، احتمالاً تا به حال موسیقی اسلامی نشنیده اند. اصلاً نمی دانند موسیقی اسلامی چیست! اصلا نمی دانند موسیقی اسلامی وجود دارد یا نه!
به عقیده بنده تا کنون آنچه که به آن موسیقی اسلامی اتلاق می شود، مطابقت آنچنانی با آنچه که معرفت اسلامی از یک هنر می طلبد را ندارد. این گونه از موسیقی بر اساس معرفت دینی تعریف نشده اند هر چند موسیقی با ارزش و محترمی هستند، و به موضوعاتی از قبیل خدا و پیامبر و ائمه اطهار و مادر و ... می پردازند.
باید ابتدا دید که اسلام از ما و از هنر ما چه انتظاری دارد. زندگی مردم ما چه تاثیری بر هنر ما می گذارد. هنر ما بر زندگی مردم چه تاثیری می گذارد. آیا فقط با خواندن و نواختن همه چیز حل است.
به عنوان نمونه، "سامی یوسف" یکی از خواننده های خوب، توانا و موفق بین المللی است. اما آنچه که مورد توجه باید باشد این است که با یک گل بهار نمی شود. تنها هنگامی می توانیم ادعا کنیم که موسیقی اسلامی و موسیقی دینی داریم که بر اساس گفته های رسول خدا، امام محمد باقر، امام زمان و ... مهم تر از همه قرآن، معرفت را درک [تأکید می شود "درک"]، کنیم و سپس از جان خود مایه بگذاریم و هنر بسازیم. این رویداد نه ملی است نه بین المللی، و نه هیچ گونه ی دیگری از رویدادهای فرمایشی و "به فرموده". تنها اشخاص زیر پرچم نورانی پیامبر خدا، می توانند هنر دینی تولید کنند. البته که اگر به کاری به صورت گروهی پرداخته شود نتیجه ی مطلوبی به دست خواهد آمد اما نه این گروه هایی که ما داریم!
ببخشید که بدون ترتیب و نا منظم نوشتم. لطفاً خود شخص حضرتعالی بهترین منظور را از نوشته های من بداشت کنید.
+ نوشته شده در
87/03/13ساعت 10:26  توسط سید ناصر
|
به نام حبیب
نامه آواز
به طور یقین محمدرضا شجریان [ از دیدگاه من البته]، بهترین خواننده ی آواز ایرانی است. او آنچنان در آواز ذوب است که اثری را که می شنوی مثل این است که کسی آن را نمی خواند، بلکه به طور طبیعی در عالم وجود دارد. برای اینکه متوجه منظورم شوید آوازهای کنسرت " یاد ایام " را یک بار دیگر گوش کنید. تصنیفها هم - با اینکه در دوره ما از جهت خود و هدفی که برای آنها در نظر بوده دور شده اند و البته که به سمت بهتری حرکت کرده اند - از دهان استاد شجریان شنیدن دارد. ایشان چه از لحاظ اخلاقی و رفتاری و استادی، در حد اعلایی قرار دارند، هرچند گاهی جملاتی از ایشان را بعضی افراد، سر جای نامناسبی بیان می کنند که شأن والای استاد را زیر سؤوال می برد، اما اگر آن جمله را از زبان خود استاد و با آن سلیقه ی استاد و سر موقع و در جای مناسب بشنوید احتمالاً در جان شیرنت، سخت، می گیرد.
اگر در موسیقی آوازی ایران مرز زمانی قائل شویم [ و البته که با بی توجهی به موسیقی مقامی مرز مکانی هم قائل شده ایم]، احتمالاً در چهار کرزه ( = نوعی مرزبندی کشاورزانه است.) قرار خواهند گرفت:
1- آوازهای مردمی و دَرباری پیش از دهه ی 10 تا 20 - آوازهای مردمی، هر چند دارای محدودیتهایی بوده است ( مثل محدود بودن دستانهایی که اجرا می شده است) ولی جان نشین بوده اند. آوازهای درباری هم که ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/03/04ساعت 14:41  توسط سید ناصر
|