تبليغاتX
راز جـــان

راز جـــان

موسیقی زیبای ایرانی، برای آنان که بدون عینک زشتی، و یا با عینک زیبایی به آن نگاه می کنند.

این روزها ...

سلام دیگر فایده هم ندارد. بر هر کسی که سلام می دهی به تو دروغ می گوید. دروغ بارهای بار، تکرار می شود و تو می شوی دروغ.

این روزها مردم ایران دروغ هستند. یعنی دیده نمی شوند و این صدا شنیدنی نیست. روزی است که میلیون ها نفر سر به بستر غم نهاده اند و برای ایران عزیزشان می گریند. روزهایی که هوا ابریست و دل مردم گرفته است. همان هایی هم که از سلطنت دروغ خوشحال هستندف دلشان گرفته است. ما دلمان از غم پر است و آنها دلشان از بی عدالتی و برگی که تا کنون حس کرده اند و فکر می کنند می شود با دروغ بی عدالتی و بردگی را از بین برد.

مردم ایران اما هنوز آازده اند حتی اگر آزاد نباشند.

این روزها ایران دیدن دارد. نه آنکه سر به کام بیگانگان بگذاریم و تابع حرف های آنها باشیم بلکه، ایرانی به دستور خودش به خیابان ریخته است. او میهنش را از جانش بیشتر دو.ست دارد. این افرادی که به تیر و  تیغ می آرمند مگر چه می خواهند؛ تنها بوی آزادی را  می خواهند استشمام کنند.

پیش از انتخابات بارها به دوستانم می گفتم که مردم ما طعم آزادی حقیقی را تا کنون نچشیده اند، به جز همان یکی دو سال آغاز انقلاب، که همان هم تحت یک ستم های دیگری قرار گرفت که هم دل امت و هم اماشان را خون کرد، و این نتیجه همان است. مردم ما طعم آزادی را نچشیده اند اما به جایش تا دلتان بخواهد بدبختی و فقر و توهین را چشیده اند، و حال هم که طعم خوش دروغ. رایحه ی خوش دروغ سرتاسر وجود مردم را تیره کرده بود، اما به نور سبز مردی از دیار امام، لب ها دارد گشوده می گردد و ما را به ندگی امیدوار.

"ایران" هر چه می خواهی دروغ بساز، تیتر یکت را هم مرگ موسوی بنویس، اما موسوی برای در دل من زنده است. "کیهان" هرچه می خواهی رجز بخوان، اما من پا میدان گذارده ام، و چاره ات تنها قطع دو پای من است، و با دستم جهاد خواهم کرد و چاره ات تنها قطع دو دست من است و با زبانم و اگر آن را هم قطع کنی، چنان به تو خیره نگاه خواهم کرد و به عشق ایران اشک خواهم ریخت که از خجالت چشم هایم را هم درآوری.

"فارس" و "رجا" هم تا آخر عمر بنویسید که مردی غیر ایرانی به علت درد ناخن کوچک انگشت کوچک دست چپش در بیمارستان بستری شد و بیمه آقای دکتر محمد احمدی نژاد، برای شفایش مجبور شد پاها و دست های و چشم های او را از بین ببرد، تا درد به اعضای او سرایت نکند؛ البته بعد هم مرد.، اما هنوز آب چشمانش خشک نشد، و قلب او هنوز بعد از سالها بیخودی حرکت می کند.

اگر رئیس جمهورتان، تا صبح هم بگوید من میر هستم، اما میر مکن کس دیگری ست. شاید بعد از لجن مال کردن روح سبز جاری در دل این مردم، و آن رایحه ی پر فروغ، به شنانه ی پسر پیغمبر بودنت، بتوانی پرچم سبز بر دوش بیاندازی، اما تو باز م میر من نیستی. میر من همان میری است که هر چه داشت حتی جانش را برای حسین داد. او نوکر حسین بود. اما سرور من است. او میر و سپهدار لشکر عاشقان حسین بود اما کوچک آنها، او میر حسین بود ولی جیره خوار خان وجود زهرا.

اما امروز میر من همان میرحسین است، او ارادت مند به امام می داند. من هم خود را ارادت مند به امام می دانم، اما جز میر حسین کسی را برای رهبری نمی یابم.

رهبرا جانم فدایت       

+ نوشته شده در  88/03/25ساعت 13:41  توسط سید ناصر  | 

آقای احمدی نژاد من به شما علاقه دارم!!!

احمدی نژاد در ابتدای مناظره با کروبی :

آن قضیه ی هالی ی نور که گفتید که کذب محض است ...

[در صورتی که همه ی ما فیلمِ توضیح این قضیه برای آیت الله علامه جوادی آملی(قدس الله نفسه الزکیه) را دیده ایم.]

0 دروغ دروغ است دیگر.

1 البته شاخ و دم هم ندارد.

2 دروغ گو دشمن خداست.

3 دروغ گفتن برای کسی که یک دروغ بگوید و بر آن اسرار هم بورزد نباید سخت باشد.

4 شاید احمدی نژاد مسلمان باشد، اما طبق فرموده علی (علیه السلام) مؤمن نیست.

5 آنچه که خدا می داند را چه طور می خواهید محو کنید.

6 متأسفانه من هم گول همین "قشنگ بازی" های احمدی نژاد را خوردم و دو بار به او رای دادم. شناختی از خصوصیات ذاتی او نداشتم. در نظر و روی برگه و ارائه برنامه ایشان بهترین بودند و به ظاهر هم با گفتمان امام (ره) [برای توضیح بیشتر کافیست مروری بر کتاب صحیفه نور و یا تبیان بفرمائید] مطابق بودند.

7 خدا کریم است دیگر

8 ارادتمند

 

{خوانندگان محترم راز جان : از این که کسی بترسد نظر خود را بیان کند در هر مواضعی که می خواهد باشد به شدت بدم می آید. منظورم را بیشتر توضیح می دهم، مثلاً کسی بگوید چون آقای فلانی رای کمتری دارند، من که هوادار ایشان هستم فلان کار را انجام ندهم. این یک کمی در دانشگاه های ما مد شده است و همینطور در جامعه؛ البته بی علت هم نیست ولی بماند برای بعد. مطلبی را هم که در اینجا خواندید، یکی از دم دست ترین ایرادهایی است که به یک رئیس جمهور می شود گرفت، و اگر روزی بنا باشد که اعتقادات و عملکرد های دولت نهم را نقد نمایم، حتما بسیار جدی تر و مفصل تر خواهم نوشت. در مورد کاندیدای مورد نظر خودم هم، من به میرحسین موسوی رای خواهم داد، و اگر کسی پیجویی بیشتری کرد، علل آن را بیان خواهم نمود.}

+ نوشته شده در  88/03/19ساعت 14:44  توسط سید ناصر  | 

+ نوشته شده در  88/03/06ساعت 13:51  توسط سید ناصر  | 

استاد محمدرضا درویشی / وی عمر خود را صرف جمع آوری و پژوهش بر سر موسیقی ناب ایرانی گذارده است.
+ نوشته شده در  88/02/13ساعت 15:43  توسط سید ناصر  | 

اثری به یاد ماندنی از استاد محمدرضا شجریان
+ نوشته شده در  88/01/24ساعت 12:39  توسط سید ناصر  | 


همان‌که مادرِ دوران چو او نزاده، تویی
خدا اگر به کسی تابِ عشق داده، تویی
خلیفه روی زمین او اگر نهاده، تویی
بهل که ساده بگویم، امام‌زاده تویی
به تکه تکه‌ی نعشت دخیل باید بست
دخیل بر کرمِ جبرئیل باید بست
وگرنه نعشِ تو را سوی آسمان که برد؟
که این امانتِ تابوت از علی بخرد؟
امانتی خدا را امین او برده است
علی نرفت، فرشته بدان زمین خورده است
□□□
تو کیستی که برایت علی غریبی خواند؟
تو کیستی که فقط از تو دل‌فریبی ماند؟
نمی‌توان که تو را با شهید تخمین زد
درست دستِ قضا بود، قرعه بر مین زد
دعای صحت و حرز سلامتی مینی است
که زیرِ پای چپِ مرتضای آوینی است
□□□
به زیرِ لب تو چه خواندی که آسمان خم شد
و از میان زمین مردِ واپسین کم شد
به زیرِ لب تو چه خواندی که ره نشان دادند
و تحفه نعشِ تو را دستِ آسمان دادند
به زیرِ لبِ تو چه خواندی که قفلِ بسته شکست
و بغضِ مانده‌ی مردانِ دل‌شکسته شکست
به زیرِ لب تو چه خواندی؟ بگو، بلند بگو
ز کاروان عقب‌افتاده‌گان کم‌اند، بگو
□□□
جنوب جای عجیبی است، آسمانش نیز
بهشت شاهدِ ما و فرشته‌گانش نیز
بهل که در بگشایند او جنوبی بود
کلون کنند و بگویند روزِ خوبی بود...

امام‌زاده
رضا امیرخانی [ermia

+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 16:44  توسط سید ناصر  | 

حسرت زمستان

بهار که می شود کله ها بیشتر کار می کنند.
آقای "کله پز" هم مجبور است نخاله های بیشتری از درون شکم گوسفندان بیرون بریزد.
تازه  هوا که گرم تر هم بشود علف ها بلند تر می شوند و آن وقت است که کله پز حسرت زمستان می برد.
+ نوشته شده در  88/01/22ساعت 16:26  توسط سید ناصر  |